که تمام خاطرات گذاشتمو کشید جلوی چشمم..
روزهایی که عاشق بودم و روزی که بخاطر عشقم گریه کردم ..
روزی که بهش گفتم دوسش داشتم و تو جواب فقط بهم گفت : مرسی که بهم گفتی ، برام خیلی
ارزش داشت..
گذشت و از ایران رفتم.. اونم سختیهای خودش رو داشت..باز اونم گذشت..
از آینده شنیدم.. با اینکه همیشه برای تفریح فال میگرفتم اما امشب همه چیز فرق میکرد !
خلاصه که چشمم رو خیلی چیزها باز شد.. خدا جونم مرسی..
درسته که الان خیلی نگرانم برای همه چی .. اما میدونم زمان همه چیز رو حل میکنه و خدا
همیشه هوامو داره ..
...اگر تنهاترین تنها شوم..باز هم خدا هست...ما را در سایت ...اگر تنهاترین تنها شوم..باز هم خدا هست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 177